سخنرانی خود را چگونه به پایان برسانیم؟

آیا علاقه دارید بدانید در کدام قسمت از سخنرانی خود احتمال دارد عدم تجربه، مهارت و خلاقیت و نکته سنجی خود را نشان بدهیم؟

«سخنرانـــی! در صحنه تئاتر یک مطلب قدیمی است که درباره هنرمندان این هنر گفته می شود، آن گفته این است: «آنها با ورود و خروجی هایشان به شهرت می رسند.»

آغاز و پایان! تقریباً در هر فعالیتی این دو قسمت، دشوارترین کارهایی است که باید انجامش داد. بطور مثال در یک ضیافت مهم آیا یکی از مشکل ترین کارها ورود و خروج از آن نیست؟ آیا در مصاحبه درباره مدیریت بازرگانی سخت ترین کارها شروع دیداری خوشایند و پایان موفقیت آمیز آن نیست؟

آخرین جملات یک سخنرانی مهمترین قسمت استراتژیکی آن است. آن چه شخص در پایان می گوید در گوش و ذهن شنوندگان باقی می ماند و ممکن است بیش از هر مطلب دیگری که سخنران گفته است در خاطرها بماند. ولی سخنرانان تازه کار اغلب به اهمیت این موضوع توجه نمی کنند و در پایان سخنرانی، شنوندگان خود را در انتظار می گذارند.

اشتباهی که بیشتر تازه کاران انجام می دهند چیست؟ بگذارید در اینجا برخی از آنها را مورد بحث قرار دهیم شاید بتوانیم چاره ای برای آنها پیدا کنیم. اول بعضی از سخنرانان گفته های خود را با این جمله به پایان می برند: «تمامی آنچه درباره ی این مطلب می توانستم بگویم همین است، بنابراین فکر می کنم باید سخنم را به پایان ببرم.» این شیوه ی به پایان بردن سخنرانی نیست. این کار اشتباه است و حکایت از تازه کار بودن سخنران می کند و غیر قابل بخشش است، چون در ذهن مخاطب می ماند و پاک کردن اثر منفی انرژی زیادی می طلبد.

یک مورد دیگر سخنرانی این است که هر چه در نظر دارد می گوید ولی نمی داند چگونه و کجا مکث کند. ضرب المثل قدیمی می گوید که گاو را باید با دمش بگیرند نـه با شاخهایش، زیرا راحت تر می توانند او را رها کنند. این سخنرانان در واقع شاخ گاو را گرفته اند و می خواهند از آن جدا شوند ولی هر اندازه تلاش می کنند، نمی توانند خود را به یک پناهگاه امنی برسانند تا در آنجا از شّر شاخ گاو نجات پیدا کنند. بنابراین سرانجام این سخنرانان گرد خود می چرخند و همان مطالبی را که گفته اند تکرار می کنند و بدین ترتیب تأثیر بدی در ذهن شنوندگان خود بر جای می گذارند.

راه چاره چیست؟ آیا نباید پایان سخنرانی را از قبل برنامه ریزی کرد! آیا این کار عاقلانه است که در هنگامی که با شنوندگان خود روبرو هستید بفکر آن باشید که برنامه ای برای پایان سخنرانی خود در نظر بگیرید، در حالی که در این زمان ها برای حرف زدن تحت فشار هستید و مغزتان هم باید کار کند تا متوجه باشید چه می گویید. آیا بهتر نیست قبلاً با آرامش خیال برای پایان سخنرانی خود چاره ای بیندیشید و قسمت آخر آن را کلمه به کلمه و با دقت حفظ کنید.

یک تازه کار با رعایت این نکته کمتر ممکن است پشیمان شود. او حتماً باید بداند که چگونه و با چه جملاتی سخن خود را به پایان ببرد. او باید سخن خود را چندین بار بخواند و آنرا تمرین کند اما بدون اینکه عین آن جملات را بکار ببرد، گاهی متن سخنرانی در هنگام ایراد شدن باید تغییر کند و کوتاهتر شود تا از عهده ی روبرو شدن با عکس العمل های شنوندگان برآید.

بنابراین بهتر است که طرح دو یا سه نوع پایان کلام را در نظر بگیریم تا چنانچه یکی از آنها مفید واقع نشد دیگری را بکار بندیم.

برخی از سخنرانان هرگز به پایان موضوع نمی رسند و در بین راه می مانند. ممکن اینها مطالب جامع و محتوایی خوب آماده نکرده باشند که باید بیشتر روی محتوای خود کار کنند.

بسیاری از تازه واردان ناگهان متوقف می شوند. شیوه ی پایان دادن سخنرانی در این گروه بدون هماهنگی و نتیجه مطلوب است بلکه حقیقتش این است که آنها موضوع را پایان نمی دهند بلکه ناگهان و ناشیانه با حالتی پر هیجان سخنرانی را متوقف می کنند.

تأثیر این عمل آن است که سخنران را مبتدی و ناوارد نشان می دهد، این کار مثل رفتار یک مهمانی است که ناگهان مجلس دعوت را بدون خداحافظی ترک می کند.

چگونه یک فرد تازه کار می تواند افکار و احساسات درست خود را در پایان سخنرانی خود بگنجاند؟ آیا تنها با رعایت مقررات قادر به انجام این کار خواهد بود. خیر، سخنرانی کار بسیار مهم و ظریفی است. برای انجام این کار شخص سخنران باید از حس ششم و بصیرت لازم برخوردار باشد و این احساس را می توان پرورش داد. با مطالعه شیوه ی سخنرانی ناطقان برجسته می توان در این قسمت مهارت لازم را کسب کرد.

در پایان یک سخنرانی باید اینچنین باشیم که اگر یک فرد نابینا به این سخنان گوش می دهد احساس کند که سخنرانی به بهترین شکل ممکن به پایان رسیده است. اگر اینطور نباشد سخنان مانند یک ریسمان پاره شده در فضا آویخته و رها شده است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *