واکنش های غیر مؤثر وقتی شخص دیگری با مشکلی رو به رو است…

وقتی شخص دیگری با مشکل روبه رو است و ما تصمیم گرفته ایم که به او کمک کنیم، ممکن است اغوا شویم که به او توصیه کنیم، از او سؤال کنیم و یا به او دلداری بدهیم. اغلب اوقات از این واکنش ها استفاده می کنیم زیرا احساس می کنیم که باید جوابها را بدانیم و یا اینکه از دیدن ناراحتی دیگران، به خصوص اگر این دیگران فرزندان ما باشند ناراحت می شویم و می خواهیم در اسرع وقت آنها را از مشکل برهانیم.

امّا این قبیل کمک ها که به احتمال زیاد قصد خیر هم در آنها هست اغلب به جای رفع مشکل بر شدت دشواری می افزاید و مانع از آن می شود شخصی که مشکل دارد، ناراحتی اش را مطرح سازد.

واکنش های زیر سدّی در برابر کسانی که مسئله دارند ایجاد می کنند:

دستور دادن، راهنمایی کردن، رهبری کردن

«گریه نکن.»

«اینقدر نگران نباش.»

«بس کن.»

شما با دادن این پاسخ ها به شخص مسئله  دار می گویید که خواسته ها و احساساتش مهم نیستند و باید خود را با احساسات یا خواسته های شما تطبیق دهد.

هشدار دادن، تهدید کردن، نصیحت کردن

«بهتر است از او عذرخواهی کنی.»

«اگر سروقت به اداره نروی تو را اخراج می کنند.»

«اگر بیشتر درس نخوانی مردود می شوی.»

این پیامها به دیگران می گویند که اگر کاری را بکنند یا نکنند چه عواقبی در بر خواهد داشت. این قبیل پیامها اغلب با خود، رنجش و دلخوری به همراه دارند.

موعظه کردن و پند و اندرز دادن

«نباید دروغ بگویی.»

«فکر می کنم وظیفه اخلاقی داری که این کار را بکنی.»

«بهتر است به او کمک کنی.»

موعظه کردن و پند و اندرز دادن به ندرت کمکی می کند. اغلب اشخاص درباره مفاهیم«باید»دار مقاومت می کنند.

ارائه پیشنهاد و راه حل

«چرا شغل دیگری دست و پا نمی کنی؟»

«فکر می کنم اگر طلاق را هم در نظر بگیری بد نباشد.»

«اگر اینقدر از کشیدن سیگار نگرانی، چرا ترک سیگار نمی کنی؟»

خیلی ها به محض شنیدن مسایل و مشکلات دیگران راه حل ارائه می دهند. امّا کسانی که این توصیه ها را می شنوند به این ذهنیت می رسند که شما به قضاوت آنها اطمینان ندارید. این پیامها در ضمن ممکن است سبب وابستگی دیگران به شما شود. اشخاص اغلب از رفتارهای برتری طلبانه ناراحت می شوند زیرا احساس حقارت می کنند.

متقاعد کردن با منطق، آموزش و سخنرانی

«بگذار به تو نشان دهم که اشکالت در کجاست.»

«می دانم که در این زمینه حق با من است.»

«بگذار در زمینه رابطه با دیگران درسی به تو بدهم.»

در اصل می خواهید با بحث و منطق و استدلال و ارائه اطلاعات عقاید خود را ثابت کنید. اینگونه برخورد اغلب احساس حقارت را منتقل می سازد و دیگران را به حالت تدافعی و رنجش می کشاند.

داوری، انتقاد، مخالفت و سرزنش

«ببین چه کرده ای.»

«اگر اینقدر بی فکر نبودی این کار را نمی کردی.»

«تو یکی از تنبل ترین آدمهایی هستی که تا به حال دیده ام.»

وقتی مسائل دیگران را می شنویم اغلب روی آنها ارزیابی منفی می کنیم.این طرز برخورد اغلب سبب می شودکه شخص مورد نظر خود را ناشایسته، بی کفایت، حقیر، نادان، بی ارزش و یا بد تلقی کند.

تعریف کردن، تصدیق نمودن و ارزیابی مثبت

«فکر می کنم کارت عالی بود.»

«تو توانایی های زیادی داری.»

«تو زیر فشار خیلی خوب کار می کنی.»

اغلب گمان می کنیم ارزیابی مثبت کار دیگران به آنها کمک می کند تا بر مشکل خود غلبه کنند. برخلاف این باور همگانی که تعریف و تمجید همیشه سودمند است، وقتی دیگران با مشکلی روبرو هستند تاثیر منفی دارد.

مسخره کردن، خجالت دادن، بدزبانی

«عجب دقتی داری!»

«خیلی بی عرضه تشریف داری.»

«تو یک متعصب افراطی هستی.»

این طرز صحبت در دیگران ذهنیت بدی ایجاد می کند تا خود را ابله، بد یا خطاکار ببینند. این پیامها می تواند تاثیر بسیار مخربی روی تصویر ذهنی اشخاص بر جای بگذارد.

تفسیر کردن، تحلیل نمودن، تشخیص دادن

«تو این کار را می کنی تا جلب توجه کرده باشی.»

«تو حسود هستی.»

«تو نمی توانی با یک خانم اینگونه حرف بزنی.»

این پیامها می توانند بسیار تهدیدکننده تلقی شوند. اگر تحلیل شما درست باشد آنها خجالت زده می شوند و اگر تحلیل شما اشتباه باشد، که اغلب هم همینطور است، آنها از شما خشمگین می شوند.

همدردی کردن، دلداری دادن، حمایت کردن

«فردا روحیه ات بهتر می شود.»

«کس دیگری را پیدا می کنی، او مناسب تو نبود.»

«موفق می شوی، کمی به خودت فرصت بده.»

این پیامها، برخلاف آنچه اغلب ما می پنداریم زیاد مفید نیستند.

پرس و جو کردن، علت یابی نمودن

«اولین بار چه زمانی به این فکر افتادی؟»

«چه کسی به تو گفت که این کار را بکنی؟»

«می خواهی با آن چه کار کنی؟»

این سؤالات تلاشی برای اطلاع از دلایل، انگیزه ها و علل هستند. تا با دریافت اطلاعات بیشتر مسایل دیگران را حل و فصل کنیم.امّا این سؤالات اغلب نامطمئن بودن و بی اعتمادی ما را می رسانند. اغلب وقتی از دیگران سوال می کنیم احساس تهدید می کنند، به خصوص که نمی دانند چرا مورد سوال واقع می شوند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *