خودشناسی در ارتباط با دیگران…

هرکس برای توفیق در اجتماع باید کاری کند که محبوب دیگران باشد و دوستان فراوانی بدست آورد، زیرا هر چه شماره دوستان صمیمی ما بیشتر باشد، توفیق در کارها بیشتر خواهد بود. برای جلب دوستی افراد نخست باید خود را خوب بشناسیم. هیچ توجه کرده اید که اگر از ما بپرسند که فلانی چه نوع آدمی است؟ فوری خصوصیات اخلاقی او را شرح می دهیم. مثلاً می گوییم:«بسیار عصبانی است، تا حدی کنجکاو است، مهربان است، احساساتی است و غیره..» اما اگر از ما راجع به خودمان بپرسند که چه نوع آدمی هستیم، در جواب مردد می مانیم و چه بسا اگر پاسخی هم بدهیم، این نوع پاسخ دقیق نیست. یعنی آنطور که دیگران درباره ما فکر می کنند ما درباره خود فکر نمی کنیم.

اینکه مردم اغلب نمی دانند که دیگران درباره آنان چگونه فکر می کنند دلایل بسیاری دارد. بعضی از مردم هرگز درباره شخصیت و طرز فکر خود نمی اندیشند. اینان تصور می کنند که هر کاری که انجام می دهند کامل است و مردم هم آن را کامل و بی نقص می دانند. هرگز انتظار ندارند که دوستان یا افراد خانواده از کارهای آنان خرده گیری کنند. بعضی از مردم هم نمی دانند که رفتار و کار پسندیده چیست. گروه دیگری از مردم هم عادت دارند که درباره کارهایی که خود انجام می دهند به غلط داوری کنند. آنان حقایق را به میل خود وارونه نشان می دهند.

در هر حال آنچه ما را میان دوستان و نزدیکان کامیاب می سازد، این است که بتوانیم درباره کارهای خود دور از تعصب و جانبداری داوری کنیم. مثلاً اگر رنجشی میان ما و یکی از دوستانمان رخ داده است، بی فکر و بی مطالعه همه تقصیرها را به گردن دوست خود نیندازیم و او را گناهکار نشماریم، بلکه با بیطرفی کامل آنچه را که اتفاق افتاده است مد نظر بگذاریم و اگر تقصیری متوجه ماست آن را بپذیریم و از عذرخواهی نهراسیم. تصور نکنیم که اگر به کسی بگوییم «ببخشید» یا «معذرت می خواهم» چیزی از شخصیت ما کاسته می شود.

اگر در خود شناسی موفق شدیم و خود را در یکی از گروههایی یافتیم که در اینجا شرح می دهیم، باید با تمرین های مکرر کوشش کنیم تا این عادت ترک شود، زیرا این نوع مردمان هرگز دوستان واقعی ندارند و رفتار آنها مورد پسند دیگران نیست:

  • گروهی که خیال می کنند همه چیز را می دانند و از هر کاری سررشته دارند این طرز فکر باعث می شود که این عده رفتاری داشته باشندکه اغلب مردمان از آن نفرت دارند.
  • گروهی که برای هیچ چیز ارزش قائل نیستند و دیگران را نیز از اقدام به کارها باز می دارند و نا امید می کنند. این افراد دائم در جواب می گویند: «فایده اش چیست؟» یا «به نتیجه نخواهد رسید». این عده هم دوستان واقعی نخواهند داشت.
  • گروه دیگر همیشه میان خود و دیگران امتیاز برتری قائلند و خود را برتر از دیگران می دانند و انتظار دارند که دیگران هم در رفتار خود نسبت به این آنها همین طرز فکر را داشته باشند و به آنها امتیاز بدهند و آنها را برتر بدانند. طرز رفتار این گروه با این طرز فکر غیر قابل تحمل است.
  • گروهی که هیچ کاری از آنان ساخته نیست و نمی توانند مفید واقع شوند. اینها برای هر کار جزئی احتیاج به یاری دیگران دارند. این افراد باعث دلزدگی اطرافیانشان می شوند و دوستان واقعی نخواهند داشت.
  • آخرین گروه کسانی هستند که به هر چیز کوچک حسادت می ورزند و هرگز نمی توانند شاهد موفقیت کسی باشند. حسادت این اشخاص  آنان را به بدگویی از کارهای دیگران وا می دارد. لازم نیست که گفته شود طرز رفتار این عده موفقیت آمیز است یا نه، چون شما خود بطور قطع عده ای از انها را می شناسید و می بینید که دوستان واقعی آنها تا چه اندازه کم است.

چنانچه گفتیم مطالعه در احوال این اشخاص که رفتار و اعمالشان به هیچ وجه مورد پسند اجتماع نیست به ما نیرویی می بخشد که بتوانیم در خویشتن شناسی دقیق تر شویم و برای موفقیت در میان نزدیکانمان و جلب دوستی اطرافیانمان تصمیم مناسب تری بگیریم.

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *