آماده کردن متن سخنرانی یعنی چی؟

آماده شدن یعنی چی؟ آیا منظور آن مطالعه کتاب است، این یک راه آماده شدن است ولی بهترین راه نیست. ممکن است مطالعه مفید واقع شود ولی اگر کسی افکار و ایده های آماده دیگران را از کتاب بنویسد و آنها را به عنوان اینکه افکار خودش می باشد به شنوندگان قالب کند، زحمات او بیهوده خواهد بود، پس بنابراین سخنان او در دل شنوندگان نخواهد نشست و این روش بیهوده ای برای تهیه متن سخنرانی هاست.

به عنوان مثال: چندی پیش در یکی از جلسات مدیران ارشد شرکت کرده بودم و کسی که به عنوان سخنران صحبت می کرد، نمی دانست که راجع به چه موضوعی می خواهد سخنرانی کند. او تلاش می کرد محتویات مقاله ای را که خوانده است بیان کند، و آنچه را که او می کوشید بیان کند، درک نکرده و جذبش ننموده بود «آنچه را که او می کوشید» درست ترین عبارتی است که در این مورد می توان بکار برد. بله در سخنرانی او یک پیام واقعی که در جستجو راه خروج باشد وجود نداشت، لحن کلام و رفتارش این موضوع را به خوبی نشان می داد. چطور ممکن بود شنوندگان بیش از خودش تحت تأثیر این گفتار قرار گیرند!  او دائم نام نویسنده مقاله را می برد و می گفت نویسنده اش چنین و چنان می گوید، گفتارش همه نقل از مقاله ای بود که خوانده بود.

اگر موافق باشید این مثال را به شکل دیگری نیز بررسی کنیم.

شخصی که به عنوان سخنران در حال آماده کردن متن سخنرانی خود است و مقاله ای را می خواند که با گفته های نویسنده اش مخالف است. ولی این بار او سخنان خودش را آماده می کند. قلم بر میدارد و یادداشت  می کند. او به موضوع سخنرانی فرصت می دهد تا در ذهنش گسترش پیدا کنند زیرا این بار نطق او، فرزند افکار خود او است. مثل دیگر بچه ها که شکل خود را پیدا می کنند.

مثل فرزندان واقعی خودش فرزند ذهنی او هم بزرگ می شد با این حال او توجه نمی کرد که فکر جدید هنگام خواندن مقاله در ذهن او نقش پیدا می کند. در طول هفته وقتی که او در اوقات فراغت راجع به این موضوع فکر می کرد طرح های او عمیق تر و وسیع تر و پر معنی تر می شدند. بار دیگر که این سخنران راجع به این موضوع صحبت کرد، او سخنانی می گفت که همه آن مال خودش بود. او توانست خیلی خوب حرف بزند چون با عقایدی که نویسنده مقاله ذکر کرده بود موافق نبود.

هیچ چیز به اندازه انتقاد منطقی با کمی مخالفت در برانگیختن آدمی مؤثر نیست.

تضاد عجیبی بین این دو سخنران که به وسیله ی یک نفر در عرض پانزده روز راجع به یک موضوع ایراد شده بود وجود داشت!

بگذارید یک مثال دیگر درباره اینکه چگونه باید متن سخنرانی را تهیه کرد بیاوریم.

یک روز در کلاس های تمرین سخنرانی، آقایی که برگزار کننده کلاس ها بود برای سخنرانی تمرینی به بالای سن رفت و شروع به تعریف کردن از یکی از سمینارهای مهم کشور کرد. او حقایق مربوط به این سخنرانی را به طور سطحی و به سرعت از روی مجله هایی که خوانده بود، جمع آوری کرده بود.

سخنانش هم مانند محتویات آن مجله ها خشک، نامربوط و سطحی از کار درآمده بود. او به اندازه کافی روی این موضوع فکر نکرده بود. این موضوع شوق و حرارتی در او به وجود نیاورده بود. او آنچه را که بیان می کرد عمیقاً حس نمی کرد و لذا آنچه گفته می شد چندان قابل توجه نبود. در نتیجه تمام سخنانش آبکی، بی احساس، بی  مزه و بی فایده از کار درآمد.

آماده کردن یعنی چی؟ آیا مقصود از آماده کردن متن سخنرانی بهم وصل کردن جملات بی عیب و نقصی است که قبلاً یادداشت و یا به حافظه سپرده شده است؟ خیر! آیا منظور، بهم وصل کردن افکار و ایده های پراکنده ای است که در حقیقت هیچ ربطی به خود شما ندارد؟ خیر! اینهم نیست. مقصود گردآوری افکار، ایده ها، اعتقادات و انگیزه های شماست. حتی در زمانی که به خواب می روید این افکار و انگیزه ها به صورت رؤیا از ذهن شما عبور می کند. وجود شما مانند سنگ ریزه هایی که در کنار ساحل پیدا می کنید، در ضمیر ناخودآگاه شما نهفته است. هدف از آماده شدن، فکر کردن و به خاطر آوردن و انتخاب کردن افکار و ایده هایی است که شما را بیشتر مجذوب خود نموده اند و پس از انتخاب، آنها را باید شکل داد و صیقل زد، شکلی که منطبق بر سلیقه و ذوق شماست. این برنامه خیلی سخت نیست، فقط احتیاج به تمرکز قوای فکری و داشتن هدف مشخص در تفکر دارد.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *